تبليغاتX
اخبار گلد کوئست

اخبار گلد کوئست

گلد کوست ، تجارت فردا

با سلام خدمت یکایک شما عزیزان...

دوستان عزیز ، غرض از این که هوای وبلاگ، بوی نوروز میده! اینه که  وبلاگ تهران کیو آی قراره به بازدیدکنندگان این وبلاگ عیدی بده!

 هر عزیزی که تا تاریخ ۱۵ اسفند ماه درباره هر مطلبی از وبلاگ تهران کیو آی نظر بگذاره،در قرعه کشی جوایز نوروزی این وبلاگ شرکت داده خواهد شد...

از تمامی عزیزان خواهش می کنم که، همراه هر نظر نام و ایمیل خود را به نیز ضمیمه کنند.

تاریخ قرعه کشی ۱۷ اسفنند ماه می باشد.

به ۳۸ نفر از دوستانی که در این قرعه کشی برنده شوند جوایزی تعلق می گیرد که این جوایز به شرح زیر می باشد:

نفر اول : یک ربع سکه ، همراه با پک کامل کتاب و ویژه نامه نوروزی تهران کیو آی

نفر دوم : اشتراک سالیانه یک مجله ( متعاقبا اسم آن اعلام خواهد شد) همراه با ویژه نامه نوروزی تهران کیو آی و یک روان نویس زیبا

 نفر سوم : اشتراک ۶ ماهه یک مجله ( متعاقبا اسم آن اعلام خواهد شد) همرا با ویژه نامه نوروزی تهران کیو آی و یک روان نویس زیبا

به ۱۰ نفر از عزیزان هم پک کتاب تعلق می گیرد که مشمول ۳ کتاب که مربوط به کار کوئست می باشد همراه با سی دی پاتمن ۲۰۰۴،سی دی محصولات،یک مجله و ویژه نامه نوروزی تهران کیو آی می باشد.

به ۲۵ نفر از عزیزان هم یک پک خشگل تعلق می گیرد که فعلا نمی گم چی تو اون پکه!

عزیزان تمامی محصولات با پست پیشتاز خدمتتون ارسال میشه. حتی شهرستان و حتی خارج از کشور! عیده دیگه !!! کاریش نمیشه کرد!

ما منتظر شما هستیم،جوایز ما برای شماست!

با تشکر... مدیریت وبلاگ تهران کیو آی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 15:13  توسط محمد رضا  | 

ماجراجو و اهل عمل باشید تا از طعم دلپذیر تغییرات تازه بهره مند شوید.

                                             اسپنسر جانسون

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:45  توسط محمد رضا  | 

موفقیت های بزرگ از تقلا به دست می آید

زمان حرکت به سمت جلو،جزو دشوارترین کارهاست.پس تنها به ادامه دادن، فکر کنید. شما زودتر از کسی که پیشرفت برایش زحمتی نداشته ، به مقصد می رسید.

اگرمعتقید دستیابی به قله های مرتفع به آسانی صورت می گیرد، هرگز متوجه نخواهید شد فرآیند موفقیت چگونه انجام می پذیرد و میدان دید خود را بسیار محدود کرده اید. صعود در هر زمینه ای دشوار،وقت گیر و یشتر ملال آور است.

علت اینکه قله، جای شلوغی نیست این است که بیشتر مردم کارهایی که برای کسب موفقیت ضروری هستند،انجام نمی دهند. اگر برای ادامه دادن،نیاز به انگیزه دارید، زندگی نامه زنان و مردانی را که در دوران زندگی به جاهای بزرگی دست یافته اند، بخوانید. متوجه می شوید که آنها به این دلیل اینکه از رها کردن، امتناع کرده اند،پیروز شده اند. آنها بعد از این که مردم عادی دست از کار کشیدند و به خانه رفتند، به تنهایی به زحمت کشیدن ادامه دادند.(مردم عادی کسانی هستند که تا چند تا نه می شنون به همه می گویند: ما که دیگه سوییچ آف شدیم!!!)

رالف والدر امرسون می گوید: قدرت ما به دنبال ضعف های ما به وجود می آید.

تا رنج نکشیم، تحمل نیش نکنیم و مورد تهاجم قرار نگیریم،خشم همراه با نیروهای پنهان از ما ظاهر نخواهد شد.

کشمکش و تقلا ، شما را وادار می کند در پی غلبه بر فقر و فلاکت برآیید و شما را به سمت دستاوردهای واقعی سوق می دهد.هر تلاش خود را به عنوان فرصتی جهت افزایش رشد شخصیتی خود لحاظ کنید.خود تلاش، صرف نظر از نتیجه آن، شخصیت شما را می سازد. اگر می دانید راهی که می روید، صحیح است، در همان راه بمانید. هر چند که تمام دوستان و نزدیکان تان در مورد درستی تصمیم گیری شما مردد باشند. (تو کل خانوادتون کسی که مخالف باشه نیست، بعد چون بقال سر محل میگه این سیستم هرمیه بی خیال کارت میشی؟؟؟ برو از همون آقا بپرس هرمی یعنی چی؟؟؟ اگه تونست جواب درست بده!!!پس بدا به حالت که به حرف کسی گوش دادی که معنای حرف خودش رو نمی دونه.)

هنگامی که در آن موفق می شوید( و مطمئن باش اگر به آن بچسبید، موفق خواهید شد) همه آنها خواهند گفت که در آن ها از قبل می دانستند شما نیروی لازم برای موفق شدن در این راه را دارید.(یاد حرف جو افتادم که میگفت وقتی اولین چک من اومد، خانومم زنگ زد به من و پشت تلفن به من گفت: سلام... اولین چکمون اومده. چک ما؟؟؟؟!!!!! یا چک من؟؟؟ مگه تو نبودی که از این کار شب و روز بدی می گفتی؟؟؟)

با آرزوی موفقیت برای تمام کوئستی ها !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:44  توسط محمد رضا  | 

بعد از هر رنج ،گنجی است...

توی یه موزه معروف که با سنگهای مرمر کف پوش شده بود،

مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته بودند که مردم از راه های دور و نزدیک واسه دیدنش به اونجا میومدند.و کسی نبود که اونو ببینه و تحسین نکنه.

یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود،با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت:

این منصفانه نیست!

چرا همه پا روی من میذارن تا تو رو تحسین کنن؟! مگه یادت نیست؟! ما هر دومون تو یه معدن بودیم، مگه نه؟ این عادلانه نیست! من خیلی شاکیم!

مجسمه لبخندی زد و آروم گفت:

یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه، چقدر سرسختی و مقاومت می کردی؟

سنگ پاسخ داد:

آره ، آخه ابزارش به من آسیب می رسوند. آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.آخه تحمل اون همه درد و رنج رو نداشتم.

و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که:

ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیزی بی نظیر بسازه. به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم.

 به طور حتم در پی این رنج،گنجی هست.

پس بهش گفتم:

هر چی می خوای ضربه بزن، بتراش و صیقل بده! و درد کارهاش و لطمه هایی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم. و هر چی بیشتر می شدن،بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر شوم!

پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا می ذارن و بی توجه عبور می کنن.

آره عزیز دلم! رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو.

و یادمون باشه که قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الآن باور و تصور کنیم.

پس بیا از این به بعد به هر مسأله و مشکلی سلام کنیم و بگیم:((خوش اومدی))

و از خودمون بپرسیم:

این بار اون لطیف بزرگوار چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:44  توسط محمد رضا  | 

سرگذشت یک لیدر قسمت اول

من پسری بودم شهرستانی...

پر کار و با انرژی ، با آرزو های زیاد ولی از نظر خودم دست نیافتنی!

توی کارگاه های شهرمون کار می کردم، تا پولی بتونم بدست بیارم! برای یک روز کار سنگین و کار یدیپولی دستم میومد که در عرض یک چشم به هم زدن از دستم می رفت.صاحب کارهام همه آدم هایی بودند که براشون درد و رنج کارگر ها مهم نبود،همشون به فکر پول خودشون بودند. حتی کمترین کمکی به ما نمی کردند!هیچ وقت نمی تونستم جلوی روشون وایسم و بگم که آخه چرا ...؟همیشه از ترس اخراج شدنم، هیچی نمی گفتم، اما همیشه آرزو داشتم تو روشون وایسم و بهشون بگم که توی این چند سال چقدر منو اذیت کردند.

آرزوی داشتن یک خونه تو شمال تهران منو کشته بود، اما وای!هر شب خودم رو سرزنش می کردم که چرا وقتی حتی پول خرید یک اتاق خواب تو زیر زمین یک خونه تو شهرستانمون رو ندارم،فکرهای مسخره ای چون داشتن خونه تو شمال تهران می کنم؟؟!!

شب و روز کار می کردم اما نمی تونستم حتی پس انداز زیادی داشته باشم! ماهی یک بار برای آوردن جنس به تهران میومدم، همیشه با اتوبوس می رفتم سر پمپ بنزین ولنجک و پیاده تمام کوچه ها رو سیر می کردم! و با خود می گفتم: خدایا یعنی میشه!!!

و همیشه با یه سری فکر و آرزو و امید به شهرستان بر می گشتم، اما واقعیت ها رو یه چیز دیگه می دیدم!

تا این که یک روز که برای آوردن جنس به تهران اومده بودم یکی از دوستام گفت امروز برای نهار بیا پیشم! من گفتم تا عصر باید جنس ها رو ببرم! این دوست ما با من اومد و رفتیم جنس ها رو خریدیم و بعد برای نهار رفتم خونشون! بعد از خوردن نهار صدای زنگ در خونه اومد.چند تا پسر جوون در حالی که کیف به دست داشتند اومدند تو و نشستن روبروی من، بعد از چند دقیقه شروع کردن به معرفی یه کار پردرآمد و بعد از یک ساعت هم رفتند.

خوب حالا من مونده بودم و رویای ماهی ۷ میلیون...

دوستم تا ترمینال با من اومد و از دوستانش و جلساتشون و این کار تعریف می کرد.ازش پرسیدم: تو چند میلیون گرفتی؟ خندید و گفت من هنوز چیزی نگرفتم.

رفتم تو فکر گفتم نکنه دروغ باشه! نکنه کلاهبردازی باشه! نکنه فقط برای اینکه یه زیرمجموعه پیدا کنه و خودش به سود برسه منو بدبخت کنه!نکنه تمام حرفهایی که می زدند باد هوا باشه! نکنه...

تا این که دوستم گفت من هنوز چیزی نگرفتم ولی دو سطح بالاسر من ۲۵۰ دلار تا الآن گرفته!

اما از کجا معلوم اون دروغ نگه! از کجا معلوم به ما هم پورسانت بدند؟ از کجا معلوم...

اما آخه ۷ میلیون در ماه من چی میشه؟ خونه تو ولنجک چی میشه؟؟؟

یه دفعه از دوستم پرسیدم چقدر پول باید بدم تا عضو شم؟ گفت : ۵۰۰ هزار تومان. با فریاد حاکی از تعجب : گفتم ۵۰۰ هزار تومان! من اگه دو سال کار کنم و هیچی خرج نکنم این پول رو نمی تونم جمع کنم!

گفت: آروم باش! و بعد پرسید: تو توی شهرستانتون چند تا دوست و آشنا داری که بهت اعتماد داشته باشند؟ گفتم ده،پونزده نفری میشن!

گفت: خوب! پس بریم! گفتم کجا؟ گفت: شهرتون! گفتم: تو هم میای! گفت: آره. می خوام از اون پونزده نفر پول قرض کنیم.گفتم: خوب تو دیگه چرا میای؟؟ من خودم میرم. گفت: اشکالی داره؟ گفتم : نه... اما خیلی از دستش ناراحت شدم! یعنی انقدر به من احتیاج داره که حاضر کارش رو ول کنه و تا شهر ما بیاد برای قرض کردن ۵۰۰ هزار تومان! یه بار دیگه برق از کلم پرید! ۵۰۰ هزار تومان!!!! آخه من چه جوری این پول رو بگیرم! گیرم من این پول رو قرض کردم،چه طوری این پول رو برگردونم؟! اگه پولم رو بخورند چی ؟؟؟؟ وای نه! من اصلا نمی خوام وارد شم... اما خونه توی ولنجک چی میشه؟!!

تا این که دوستم گفت: تو شهرتون برای این که ماهی ۲۰۰ هزار تومن درآمد داشته باشی چقدر سرمایه لازمه؟ گفتم: حداقل ۴ میلیون! گفت: خوب حالا راست و حسینی به من بگو برای در آمد هفته ای ۵ میلیون تومن این سرمایه اولیه ، پول زیادیه؟؟؟ گفتم نه ولی اگه پولم رو بخورن اونوقت من چی کار کنم؟(تازه تونسته بودم حرف دلم رو بزنم) گفت: اولا قرار نیست کسی پول تو رو بخوره! تو داری یه جنس می خری! دوما به من اعتماد داری یا نه؟ گفتم آره، چطور مگه؟ گفت: کار ما یه کار اعتباریه!تو فقط به من اعتماد کن! همین!

این حرفش قدری منو آروم کرد! تا ترمینال شهرمون داشتیم درباره این کار صحبت می کردیم.بعد از اینکه جنس ها رو به دست صاحب کارم رسوندم، رفتیم پیش دوستام و در عرض دو ساعت از ۷ نفر،۳۲۰ هزار تومن قرض کردیم که یهو یادم افتاد که ۱۵۰ هزار تومن یه سال پیش به پسر عموم قرض داده بودم! حالا یادم افتاده بود! یعنی اگه این کار برام پیش نیومده بود،هیچ وقت یادم نمیومد که پول بهش قرض دادم و اصلا روم نمی شد ازش پس بگیرم!

خلاصه تا ساعت ۱۰ شب ۴۷۰ هزار تومن جور شد! توی خونمون هم ۵۰ هزار تومن برای دارو های مادرم کنار گذاشته بودم! هر چند با اکراه اما گفتم یه ۵۰ تومن دیگه هم دارم! و کلا ۵۲۰ هزار تومن در عرض چند ساعت جور کردم! شام که خوردیم، رفتیم بگیریم بخوابیم ، اما خوابم نمی برد! آیا..............................؟؟؟

صبح که شد راه افتادیم و بعد از مرخصی گرفتن رفتیم تهران و توی یه کافی نت ، دوستم و بالاسریش یک سایتهایی رفتند و یک سکه هم من انتخاب کردم و بعد از ۲۰ دقیقه خرید انجام شد! و پول رو از من گرفتند! با کمال تعجب پرسیدم: خرید انجام شد؟ دوستم گغت: آره! گفتم :یعنی کارمون تموم شد؟ گفت: نخیر ، تازه شروع شده!

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:43  توسط محمد رضا  | 

جواب اینترنتی مسلمانان به اهانت کنندگان...

Picture Caricature Muhammad

در کاریکاتور زیر مشاهده می کنید روی سر حضرت محمد بمب اتمی کشیدند و این را نشان می دهد که کشورهای اسلامی بمب هسته ای دارند و با این بهانه جهان را متحد کردند که به ایران حمله کنند!

به امید ایجاد صلح در جهان ...

با تشکر از دوست عزیزم وحید


در پروژه جدید این گروه امنیتی ، یکی از سایت های اصلی پخش تصاویر کاریکاتورهای اهانت آمیز که در کشور دانمارک فعالیت می کردند به همراه حدود 500 سایت دانمارکی و اروپایی دیگر به نشانه اعتراض جامعه مسلمانان در برخورد با توهین به مقدسات اسلام و جلوگیری از تکرار چنین اعمالی هک شد. و سرور این سایت ها هم اکنون به طور کامل در اختیار این تیم قرار دارد که بزودی صفحه اول آن به منظور نظرسنجی و اعتراض در اختیار تمامی مسلمانان قرار خواهد گرفت.

 
هم اکنون برای مشاهده نفوذ این تیم به این سرور می توانید به آدرس http://beetlejuice.dk/ash.htm مراجعه نمایید. 


"ما مسلمان هستیم و نمی گذاریم به مقدسات ما توهین کنید


در زیر لیست برخي از سایتهای هک شده آمده است:

http://www.eq2.dk/ash.htm
http://shop.beetlejuice.dk/ash.htm
http://www.strandslot.dk/ash.htm
http://aitd.dk/dvd/ash.htm

جهت مشاهده كليه سايت هاي های هک ثبت شده توسط این تیم در Zone-h و همچنین میزان اهمیت هر حمله می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.zone-h.com/en/defacements/filter/filter_defacer=Ashiyane%20Digital%20Security%20Team

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:42  توسط محمد رضا  | 

تخفیف محصولات

سلام دوستان
مفتخرم که فکر کنم به عنوان اولین نفر به عرضتون برسم که بخاطر سال جدید شمسی (سال سگ= سال تولد خودم ) کمپانی تخفیف دوباره گذاشته.

از 7 بهمن تا 12 اسفند

محصولات زیر شیپینگ ندارن :



Athens 2004 Olympic Games Coin Set - Series II
In The Sphere of Silence Ladies’ Coin Watch
In The Sphere of Silence Tonneau Gentlemen's Watch
New Euro Countries Coin Set - Series I
Wall Street Chronograph Watch - Series II
2005 Classic GOLDQUEST Ladies’ Numismatic Watch
2005 Classic GOLDQUEST Gentlemen's Numismatic Watch
Wrist-Pilot Chronograph Watch
Dome of the Rock with Crystal Coin
The 100 Greatest Living Players Medallion Set - Series II
50-Year Calendar and Zodiac Coins


و محصولات زیر 50 درصد تخفیف شیپینگ دارن:


Diamond Twist Pendant
Le Tonneau Gentlemen's Watch - Series II
Eternal Love Coin
Ayrton Senna da Silva Gold and Silver Coin Set


آقا مهدی اعلام کن

با تشکر از امیر عزیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:30  توسط محمد رضا  | 

صفاتی که یک رهبر باید داشته باشد

۱-شخصیت:

چگونگی برخورد رهبران با رویدادهای زندگی،نشانه بارز شخصیت آنهاست.بحران ، لزوما شخصیت انسان را نمی سازد، اما شکی نیست که آن را آشکار می سازد.(اشاره به شعر رودکی: اندر بلای سخت پدید آید   فضل و بزرگمردی و سالاری)

انسان در لحظه های دشوار زندگی خویش بر سر دو راهی سازش یا ابراز شخصیت قرار می گیرد.هر وقت که ابراز شخصیت را بر می گزیند، ولو اینکه با پیامدهای ناگوار و منفی روبه رو شود،نیرومندتر می گردد.این سخن از الکساندر سولژنیتسین برنده جایزه نوبل است که معنای حیات دنیوی ، برخلاف آنچه به ما آموخته اند، در رفاه و رونق و آسایش نیست،در پرورش جان است.رشد شخصیت در کانون رشد هر انسانی قرار دارد،چه رهبر باشد و چه نباشد.

آنچه را که هر کس باید درباره شخصیت بداند:

۱- شخصیت به حرف نیست،به عمل است.

۲- استعداد خدادادی است، اما شخصیت دست خود ماست.

۳- شخصیت ، جای شما را در دل مردم باز می کند.

۴- هیچ رهبری نمی تواند از مرز شخصیت خود فراتر رود.

منبع: تهران کیو آی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:28  توسط محمد رضا  | 

چرا برای خود هدف تعیین کنیم؟

چرا برای خود هدف تعیین کنیم؟

بعضی وقتها در اخبار می شنویم یک حسابدار با قایق اقیانوس اطلس را طی کرده یا یک مسئول کتابخانه ، با شتر از لس آنجلس به نیویورک رفته است!

ممکن است از خود بپرسیم :((چرا با هواپیما نرفته اند؟!)) 

پاسخ این است که(( اگر با قایق یا شتر سفر کنید هنگامی که به مقصد می رسید فردی کاملا متفاوت نسبت به زمان شروع سفر خواهید بود. نه تنها به هدفتان می رسید بلکه اطلاعات زیادی راجع به ستاره ها، آب و هوا و کشتی رانی پیدا می کنید. خیلی بیشتر خودتان را می شناسید و خیلی بیشتر از شجاعت و توانایی های خودآگاه می شوید. این در حالی است که سفر با هواپیما این مزایا را ندارد.))

مشابه همین قضیه ، وقتی تصمیم می گیرید که کسب و کاری را شروع کنید، یا یک مسیر ماراتن را طی کنید، یا وقتی قصد دارید که مدرکی بگیرید یا زبان چینی بیاموزید، موقع رسیدن به هدف، فرد متفاوتی نسبت به شروع خواهید بود.

ارزش واقعی (( تعیین هدف))همین است:((ما در راه رسیدن به هدفی که برای خود تعیین کرده ایم،ساخته می شویم)) و به همین دلیل است که رسیدن به هدف با زحمت همراه است.ولی برخی ممکن است این مفهوم را درک نکنند.

ارزش واقعی تعیین هدف، فقط در((بدست آوردن)) آن هدف نیست ، بلکه در آن ((تحول))و ((تجربیات جدیدی)) است که در طول رسیدن به آن هدف کسب می کنیم. 

پس همین که هدف داشته باشیم خودش برای متغیر شدن شخصیتمون کافیه،دیگه چه برسه که به مرور زمان در کوئست آدم جدیدی می شوید!

پس همین الآن بلند شو و لیست اهدافت رو یک بار دیگه چک کن! اگه ننوشتی سعی کن همین الآن بنوسیش، اگر هم نوشتیش با خودت فکر کن که این هدف رو چقدر می خوای؟؟؟ اونقدر هست که نذاره شب بخوابی؟؟؟هدفت رو با وجودت درک کردی؟؟؟ یا نه فقط می گی یه ۲۰۶ می خوام! و اصلا نمی دونی قیمتش چنده؟؟؟نمی دونی چقدر باید پورسانت بگیری تا بهش برسی؟!

هدفت باید تو رگ و خونت باشه! اگر ۲۰۶ می خوای، باید بدونی چه رنگی می خوای، صندلیهاش می خوای چه رنگی باشه،ضبطش چه مارکی باشه، حتی قفل فرمونت می خوای چه رنگی باشه! حتی باید یه پوستر ازش بزنی تو اتاقت!برای رسیدن به هدفت باید هدف رو بزرگ بنویسی و بزنی جایی که همیشه جلوی چشمته! یه زمان هم براش تعیین کن، مثلا بنویس: من تا عید همین امسال یه ۲۰۶ دارم!بعدش هم برای رسیدن به هدفت تلاش کن!

مطمئن باش که بهش می رسی...

موفق باشی! 

منبع: تهران کیو آی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:27  توسط محمد رضا  | 

راز کامیابی

راز کامیابی :


آیا تا به حال افرادی را دیده اید که به هر کجا که می روند(چه فروشگاه،چه مطب پزشک،چه هتل)به راحتی پذیرفته می شوند و مورد عزت و احترام قرار می گیرند؟
می دانید چه رازی در کار این افراد نهفته است؟اینها چون با خودشان خوب رفتار می کنند ، دیگران نیز از آنها تبعیت می کنند. وقتی شما خودتان را تحویل بگیرید،دیگران نیز شما را تحویل خواهند گرفت!
همسر من جولی می گوید: همه امور بر همدیگر موثرند.طریقه راه رفتن شما با طریقه حرف زدنتان مرتبط است و لباس پوشیدن شما بر روحیه شما تاثیر می گذارد.
یکی از دوستانم از همسرم پرسید: من فقط 20 دلار دارم،آیا می توانم آپارتمان بهتری داشته باشم؟ و همسرم پاسخ داد: بله! یک جارو بخر!
منزل شما بر روحیه شما تاثیر می گذارد. برای خود خانه ای بسازید که وقتی واردش می شوید روحتان تازه شود.آراستگی و تمیز بودن ، هیچ خرجی برایتان ندارد. زندگی کردن در یک آپارتمان یک اتاقه ولی تمیز ،بهتر از زندگی در یک کاخ درهم و برهم است.

تمیز نگه داشتن اتاق خواب،دفتر کار یا اتومبیل، هیچ خرجی ندارد.

چگونه می توانید مانند یک فرد سرشناس رفتار کنید وقتی که لباس زیر شما سوراخ سوراخ است یا انگشت پایتان از سوراخ جوراب بیرون زده است؟

یکی از دوستانم می گوید : هر گاه موفق و پولدار شوم ، این زندگی سگی را رها خواهم کرد. اما او کاملا در اشتباه است. اگر می خواهید موفق باشید، باید از هم اکنون مانند افراد موفق زندگی کنید و موفقیت را از هم اکنون در خود احساس کنید.

مردم با شما همانگونه رفتار خواهند کرد که شما با خود رفتار می کنید.

منبع: تهران کیو آی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:27  توسط محمد رضا  |